در جستجوي زمان از دست رفته


من يك دانشجوي پزشكي‌ام




Weblog Commenting and Trackback by HaloScan.com

[Powered by Blogger]

  Sunday, May 16, 2004

٭
پير دخترهاي تحكيم

پس از سپري شدن 2 سال از آخرين انتخابات شوراي مركزي انجمن اسلاميهاي سراسر كشور (دفتر تحكيم)، جمعه گذشته طيف علامه، طيف اصلاح طلب اين دفتر كه خود به دو فراكسيون مدرن و سنتي تقسيم ميشود، توانست انتخاباتش را با 53 حق راي برگزار كند. اگر از اختلافات اين دو فراكسيون بر سر سهمشان در شوراي مركزي، كه برپايي اين انتخابات را 2 سال به تعويق انداخته بگذريم، نگاهي به افراد انتخاب شده و ميانگين سني آنها ميتواند موجبات انبساط خاطرمان را فراهم كند.
«سعيد رضوي فقيه» صاحب زن و بچه، دانشجوي دكتراي دانشگاه تربيت مدرس، حدودا 40 سال از خدا عمر گرفته. عضو رسمي حزب مشاركت است و در شوراي سردبيري روزنامه «وقايع اتفاقيه» كار ميكند. حتي بروبچههاي مدرن طيف علامه هم به صداقت (البته غير از اتهام همكاري با قدرت) و توانايياش معترفند. بيش از يك بار نديدمش. به نظر من، وارث تفكر پدرسالاري است و مثل افرادي همچون شكوريراد، دانشجوها را بالغ نمي داند. او زماني كه به فكر عملي كردن انديشه «دفتر تحكيم دموكراسي» افتاد با انتقاد طيف مدرن به سوء استفاده از جسد مرده تحكيم شد.
«رضا حجتي» سرباز جبهههاي حق عليه باطل، جانباز شيميايي، قد باباي من سن دارد. پس از 10 سال تحصيل در دانشكده فني دانشگاه تهران و پاس كردن نزديك به 30 واحد (اغراقي در كار نيست) به علوم سياسي تغيير رشته داد تا همچنان دانشجو باقي بماند. او در عين حال سرپرست باشگاه دانشجويي دانشگاه تهران است. شايد بد نباشد يكي نظرش را راجع به دانشجويان ورودي 80 به بعد دانشكده فني و حقوق بپرسه، يا نظر اين دانشجويان را راجع به ايشان، تا ببينيم اين بابا چه نسبتي با دانشجو و جنبش دانشجويي دارد.
«مجيد حاجيبابايي» دانشجوي دكتراي دانشگاه شهيد بهشتي، روستازاده ي ساكن تهران، از موقعي كه يادم مياد تو دانشگاه است، خود را صاحب تئوري «دفتر تحكيم دموكراسي» ميداند. زماني كارشناس مركز مطالعات استراتژيك نهاد رياست جمهوري بوده و مطالعات مشتركي را با اين مركز و براي بررسي جنبش دانشجويي به انجام رسانده؛ بنا به برخي اقوال نسبتا معتبر، با حمايت دانشجويان چپگرا (كمونيست) به انجمن اين دانشگاه راه پيدا كرده ولي زير آنها را خالي كرده است. او خود را متعلق به روشنفكري ديني ميداند و در برابر كساني هم چون بابك احمدي، به شدت از اين عبارت و منسوبان به آن حمايت ميكند.
علي افشاري، فارغ التحصيل دانشگاه اميركبير، داراي مدرك فوق ليسانس، اصلا دانشجو نيست. در سال 79 و پس از بازگشت از كنفرانس برلين به زندان افتاد و در زندان مجبور به اعتراف به كارهاي نكرده در برابر دوربين شد. پس از آزادي و پس گرفتن اعترافاتش، اوقاتش را به طور متناوب در زندان و دانشگاه طي كرد. مدركش را گرفت و در زماني كه گمان ميرفت جايي در آينده جنبش دانشجويي نخواهد داشت، به ناگاه اسمش در ميان منتخبين شورا مركزي تحكيم ديده شد. او در ميان دانشجويان پلي تكنيك به اسطورهاي از يك فرد توانا و با عرضه تبديل شده است. سنش براي من معلوم نيست، اما كمتر از 30 ندارد.
عبدالله مومني، اكبر عطري، داور نظري و ... هم دست كمي از آنها ندارند.
پس از نشست چند ماه پيش تحكيم در شهريار كه بينتيجه پايان يافت و اعتنايي به رايزنيهاي نمايندگان جنبش دانشجويي در مجلس به خصوص موسوي خوئيني نشد، به نظر ميرسد اين بار احساس خفقان پس از افتتاح مجلس هفتم، در كنار در پيش بودن انتخابات رياست جمهوري، اعضاي دفتر تحكيم را وادار كرده تا با وارد كردن قديميها به صحنه، يك تيم كارآمد براي لحظههاي حساس پيش رو داشته باشند. مضاف بر اين كه به نظر نميرسد مجموعه دفتر تحكيم توانايي توافق بر سر اعضاي ناشناخته و جوان را داشته باشد.
در هر حال افتادن دفتر تحكيم در دام بازي قدرت و دور شدن آن از معيارهاي دموكراتيك (انتخابات دفتر تحكيم تنها پس از توافق و مشخص شدن برندگان انجام ميشود) ضرورت بازنگري اساسي در آيين نامه و روح حاكم بر آن را ضروري ميكند. اما بعيد است مجموعهاي كه خود از عوامل اين وارد شدن اين تشكل دانشجويي به اين ورطه هستند و بيش از آنكه يك فعال جنبش دانشجويي با معيارها و ضوابط خاصش شمرده شوند، مهرههاي سياسي به حساب ميآيند، بتوانند اين روح فاسد را از دفتر تحكيم بزدايند.

طيف علامه دفتر تحكيم در دست ( خبر ويژه )

سرشناس‌ها در شوراي‌ مركزي جديد تحكيم




| ........................................................................................

 

Home